On a Day Like Today, Dutch Painter Vincent van Gogh, Died
وقتی ونگوگ هنوز خیلی جوان بود به
خانواده اش گفت میخواهد کلام خدا را در تمام جهان بپراکند. برای انجام این کار، او
سالها سعی کرد تا وارد مدارس علوم دینی شود، اما به نتیجه ای نرسيد. بالاخره پس از
چند بار شکست خوردن در امتحانات ورودی، از خیر کشیش شدن گذشت.
با اینکه ونگوگ هرگز نتوانست
ردای کشیشان را به تن کند، مدتی از عمرش را به عنوان واعظ در مناطق فقیرنشین و
محلات معدن چیان به وعظ و خطابه گذراند. امروزه اينگونه واعظان را در اصطلاح
«روحانی بدون لباس» میخوانند.
گفته میشود ونگوگ در سالهای
«بی لباسی» به نقاشی به عنوان موضوعی درجه دو نگاه میکرده و حواس او بيشتر پیِ
هدايت بندگان گمراه بوده است تا کشیدن نقاشی. اما عاقبت استعداد ذاتیاش او را از
بالای منبر به سوی بوم نقاشی کشاند. هرچند برای او نقاشی کردن نيز بخشی از ماموريت
مقدسش به شمار میرفت.
ونگوگ به اطرافیانش گفته بود
همه هنرمندان بزرگ، حاملان پیام الهی اند با این تفاوت که بعضی ها حرفشان را با
کتاب میزنند و بعضی ها با نقاشی. عقیده او درباره هنر، کمی شعاری و حتی زمخت
به نظر میرسد با این همه، خود او امیدوار بود با نقاشی کشیدن بتواند خلایق گمراه
را به راه راست هدایت کند. کاری که با موعظه هایش نتوانسته بود انجام دهد.برای
آدمهایی که استعداد افسردگی دارند، همیشه چیزی پیدا میشود که آزارشان دهد، چه رسد
به اینکه مثل ونگوگ مدتی از عمر خود را در میان بینوایان بگذرانند.
او که میخواست پیام خدا را
در سراسر زمین گسترش دهد با واقعیت خشن زندگی مردمی روبه رو شد که مشقت و پوچی
زندگی روزمره شان جايی برای انديشيدن به امور ماورايی باقی نمیگذاشت. گرچه بعد ها
با نقاشی هایش به هدفش رسید.ونگوگ خیلی زود به این حقیقت پی برد که کارگر فقیری که
شام شبش تنها چند سیب زمینی است، گوشش به موعظه هیچکس بدهکار نخواهد بود.
بعدها همسایگان ونگوگ به یکی
از زندگینامه نویسان او گفتند در آن سالها، صدای گریه ونسان جوان هر شب از کلبه اش
شنیده میشد.
ونگوگ نقاش نامدار هلند بود. هرچند او در زمان حیاتش در
گمنامی کامل به سر میبرد اما اکنون به عنوان یکی از تاثیرگذارترین نقاشان پست امپرسیونیست شناخته میشود. او در اواخر عمر به شدت از بیماری روانی
رنج میبرد و همین موضوع به خودکشی او منجر شد.
ونگوگ بعد از 37 سال زندگی پرمشقت و زندگی جنون وار خود در چنین روزی 29 جولای 1890با شلیک گلو له ای به زندگی خود پاپان داد هنگام مرگ همچون رافائل، سی و هفت سال بیشتر نداشت و سالهایی که به نقاشی مشغول بود از یک دهه فراتر نرفت. تابلوهایی که باعث شهرت او شده اند در طول سه سالی کشیده شد که مدام گرفتار حمله های عصبی و افسردگی بوده است. امروز بیشتر مردم بعضی از این تابلوها را میشناسند؛ گلهای آفتابگردان، صندلی خالی، شبهای پر ستاره، درختان سرو و بعضی پرترههایش به صورت تصاویر چاپی، شهرت جهانی دارند و در بسیاری از اتاقهای سادهٔ مردم عادی نیز دیده میشوند. این دقیقا همان چیزی است که ون گوگ میخواست. او دوست داشت تابلوهایش تاثیر مستقیم و قوی چاپنقشهای رنگی ژاپنی را داشته باشند که بسیار تحسینشان میکرد. آرزو داشت هنر صاف و سادهای بیافریند که نه تنها هنرشناسان متمول را خوش بیاید، که مایهٔ شعف و تسلای خاطر همه انسانها باشد. پس از مرگ ون گوگ، تابوتش را پر از گلهای آفتابگردان کردند.
---------------------------------
| Vincent Willem van Gogh was a Dutch post-Impressionist painter whose work had a far-reaching influence on 20th century art for its vivid colors and emotional impact. He suffered from anxiety and increasingly frequent bouts of mental illness throughout his life, and died largely unknown, at the age of 37, from a self-inflicted gunshot wound. In this image: A woman looks at Vincent van Gogh's 'The Bedroom' (L) and Egon Schiele's 'The Artist's Bedromm in Neulengbach' (R) at an exhibit exploring the influence of Vincent van Gogh on German and Austrian Expressionism at the Neue Galerie in New York, New York on Wednesday 21 March 2007. EPA/JUSTIN LANE. |

we are not what we seem