Nasrin

در عصر آشوب به شهرها آمدم
به هنگامی که گرسنگی، فرمان می راند
در زمان قیام به میان مردم آمدم
و به شورش شان پیوستم
روزگارم سپری شد
به هنگامی که گرسنگی، فرمان می راند
در زمان قیام به میان مردم آمدم
و به شورش شان پیوستم
روزگارم سپری شد
همانی که به من در این جهان داده شده بود
.
غذایم را مابین هر قلتگاهی میخوردم
برای خوابیدن میان جانیان دراز می کشیدم
عشق را بی اهمیت می انگاشتم
و طبیعت را بی حوصله می نگریستم
روزگارم سپری شد
همانی که به من در این جهان داده شده بود
.
در زمانه ی من خیابان ها به مرداب می رسید
و زبان، مرا در مقابل جلادان لو می داد.
تواناییم اندک بود، امیدوار بودم
سلطه گران بدون من مطمئن تر بر مسند می نشینند.
روزگارم سپری شد
همانی که به من در این جهان داده شده بود.
.
نیروها ناچیز،
هدف بس دور
اگر چه آن به خوبی نمایان بود
اما برای من دست نیافتنی بود.
روزگارم سپری شد
همانی که به من در این جهان داده شده بود.
.
شما، شمایی که از موج سر بیرون خواهید آورد
آنی که ما را به کام خود کشید،
یادآور باشید
اگر از ضعف های ما سخن می گویید
از زمان تیره ی ما
که خود در ورای آنید نیز بگویید.
.
ما رفتیم اما بیش از کفش، کشور عوض کردیم
سرگردان در نبرد های طبقاتی
جایی که فقط بی عدالتی بود، بی هیچ شورشی
.
ما اما، میدانیم:
نفرت علیه پستی هم
چهره را تلخ میکند.
و خشم علیه بیداد هم
صدا را خشک می کند، آه ما
ما که می خواستیم زمین را برای کشت مهربانی آماده سازیم،
خود نتوانستیم مهربان باشیم.
.
شما اما، اگر وقت آن رسید
که انسان، یاور انسان شد،
یادآور زمان ما باشید
با گذشت
..
قسمتی از شعر برتولت برشت با عنوان " به نوزادان (نسل) بعدی"
.
غذایم را مابین هر قلتگاهی میخوردم
برای خوابیدن میان جانیان دراز می کشیدم
عشق را بی اهمیت می انگاشتم
و طبیعت را بی حوصله می نگریستم
روزگارم سپری شد
همانی که به من در این جهان داده شده بود
.
در زمانه ی من خیابان ها به مرداب می رسید
و زبان، مرا در مقابل جلادان لو می داد.
تواناییم اندک بود، امیدوار بودم
سلطه گران بدون من مطمئن تر بر مسند می نشینند.
روزگارم سپری شد
همانی که به من در این جهان داده شده بود.
.
نیروها ناچیز،
هدف بس دور
اگر چه آن به خوبی نمایان بود
اما برای من دست نیافتنی بود.
روزگارم سپری شد
همانی که به من در این جهان داده شده بود.
.
شما، شمایی که از موج سر بیرون خواهید آورد
آنی که ما را به کام خود کشید،
یادآور باشید
اگر از ضعف های ما سخن می گویید
از زمان تیره ی ما
که خود در ورای آنید نیز بگویید.
.
ما رفتیم اما بیش از کفش، کشور عوض کردیم
سرگردان در نبرد های طبقاتی
جایی که فقط بی عدالتی بود، بی هیچ شورشی
.
ما اما، میدانیم:
نفرت علیه پستی هم
چهره را تلخ میکند.
و خشم علیه بیداد هم
صدا را خشک می کند، آه ما
ما که می خواستیم زمین را برای کشت مهربانی آماده سازیم،
خود نتوانستیم مهربان باشیم.
.
شما اما، اگر وقت آن رسید
که انسان، یاور انسان شد،
یادآور زمان ما باشید
با گذشت
..
قسمتی از شعر برتولت برشت با عنوان " به نوزادان (نسل) بعدی"
+ نوشته شده در 2012/10/26 ساعت توسط الناز جوانی / elnaz javani
|
we are not what we seem